سفارش تبلیغ
صبا ویژن

قالب وبلاگ

قالب پارسی بلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید

پنجره
سه چیز توان فرساست : از دست دادن دوستان، فقر در غربت و ادامه یافتن سختی . [امام علی علیه السلام]



مهم تر از متن

امروز 22 بهمن بود. (می دونم که می دونستین ولی خب باید از یه جا شروع می شد دیگه! ) از روز دوشنبه با چند نفر از دوستان قرار گذاشته بودیم که امروز به اتفاق حضور به هم برسانیم و عوامل استکبار را به خاک سیاه بنشانیم. اونم از ساعت 8:30 صبح. تا حالا تجربه ی این ریختی راهپیمایی رفتن رو نداشتم. ولی پیدا کردم. فکر این که از میدون انقلاب تا آزادی رو پیاده راه برم برام سخت بود ولی انجام اون کار نه. 

حوالی آزادی

این که چه جوری رفتیم و چه اتفاقاتی تو راه افتاد اصلا مهم نیست. نه برای من و نه برای شما. ولی یه چیزی باید برای همه مهم باشه. که خیلی هم تو ذوق می زنه. الآنه خیلی خلاصه به حضورتان عرض می کنم:

اول اینکه:

- توی این جور مراسما که همه یه پلاکارد دستشونه، کاشکی ملت حواسشون به این بود که چی چی دستشونه.منظورم اینه که وقتی این نمادای ارزشی دستشونو به درد می آره و بعدش اونو میندازنش زمین، فکر نکنن که هیچ اتفاقی نیفتاده. من امروز بار ها و بارها شاهد زیر پا رفتن پرچم ایران و الله ای که روش بود بودم. اون زیرا اگه دقت می کردین، آیه ی قرآنم پیدا می کردین!(این دیگه خیلی بده). بعضی وقتا هم عکس کسایی رو از اون زیر بر می داشتی که فکر می کردی برای اون مردم خیلی عزیزه!

دوّمندش که:

-یه وقتایی تو راه با خودم فکر می کردم که هر کدوم از این مردم با چه نیتی این جا اومدن. و از اونجایی که قضاوت درباره ی مردم به ما مربوط نمی شه. با این خیال خداحافظی گرمی می کنیم. ولی اونایی که می تونن به این فکر کنن.

سوّما:

-هوا خیلی آلوده بود. می شد حسش کرد!!

حالا:

-به نظرم اونایی که بلدن، مشکلات بالارو حل کنن بی زحمت.

 



کلمات کلیدی :


نویسنده : سید مصطفی حسینی تاریخ : 92/11/22:: 9:51 عصر نظرات ( )

خب چه اهمیتی داره؟


گاهی وقت ها واقعا لازم نیست بدونی که داری چی کار می کنی؛یا شاید گاهی برات مهم باشه، ولی اصلا متوجه کارت نباشی. به نظر من مهم اینه که شروعش کنی، بعدش حالا نوبت اینه که برات مهم بشه و ادامش بدی و از همه مهم تر کاری رو که انجام می دی دوس داشته باشی. حتی اگه ندونی داری چی کار می کنی!

خب! برای اثبات این ادعای بی پایه و اساس باید دلیلی هم داشته باشم.و چه دلیلی بهتر از اینکه همین الآن که دارم این جا تایپ می کنم، نمی دونم می خوام چی بنویسم و الآن دارم چی می نویسم یا آخرش قرار چی بشه؟!

ولی دارم می نویسم. و این خیلی خوبه! پس من به همین خاطر مراتب تشکر و قدر دانی را از این حقیر سرا پا تقصیر به عمل می آورم.و به امید روزی هستم که از کرده ی خویش آگاه باشم.

ولی حالا که می دونم تو دو تا پاراگراف قبلی چی چی نوشتم، مسئول محتوای چرندیات نوشته شده در آن هستم. و سه راه بیشتر ندارم:

1.از آن شدید اللحن دفاع کرده و خود را عالم دهری معرفی نمایم که صاحب نظریات جدید نجات بخش جامعه ی بشریت می باشد.

2.از همه ی شما خواهش نمایم که برای شادی دل این جانب هم که شده سری تکان بدهید.

3.ابراز پشیمانی کنم و خود را به مراکز روانی معتبر ارسال نمایم.

 و حال که هر سه ی این موارد برای مخلوق مسجودی چون من، موجبات کسر شان را فراهم می آورد:

همه ی شما را به خدای مهربان می سپارم.

 



کلمات کلیدی : خط خطی


نویسنده : سید مصطفی حسینی تاریخ : 92/11/13:: 10:59 عصر نظرات ( )

پنجره

همیشه لازم نیست پنجره را با باز کنی! گاهی هم شیشه ی بخار گرفته اش را نوازش کن،تا ببینی چطور برایت اشک می ریزد! گاهی هم به پنجره نگاه کن و نه از پنجره.



کلمات کلیدی : خط خطی


نویسنده : سید مصطفی حسینی تاریخ : 92/11/10:: 9:44 عصر نظرات ( )


.:: This Template By : payamblog.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پنجره می باشد.